«Comandante» بر سالواتوره تودارو، فرمانده زیردریایی ایتالیایی در آغاز جنگ جهانی دوم، تمرکز دارد. پس از غرق کردن یک کشتی تجاری دشمن، او با مسئله سرنوشت بازماندگان روبهرو میشود و تصمیمی میگیرد که میان قوانین جنگ، وظیفه نظامی و اخلاق انسانی تنش ایجاد میکند. فیلم «Comandante» روی تعارض اصلی میماند؛ «فرمانده» فشار تصمیمها را به رابطه شخصیتها منتقل میکند. در «Comandante» اطلاعات بهتدریج روشن میشوند؛ «فرمانده» نتیجه را پیش از زمان لازم فاش نمیکند. روایت «Comandante» از موقعیت آغازین مستقیم جلو میرود؛ «فرمانده» حاشیهها را به بحران مرکزی پیوند میدهد. در «Comandante» انتخابها پیامد مشخص دارند؛ «فرمانده» از همین پیامدها برای ساختن تنش استفاده میکند. فیلم «Comandante» انگیزهها را مرحلهای معرفی میکند؛ «فرمانده» مسیر شخصیتها را بدون اسپویل اصلی قابلفهم نگه میدارد. کشمکش «Comandante» فقط حادثهای بیرونی نیست؛ «فرمانده» واکنش شخصیتها را هم بخشی از مسئله میسازد. در «Comandante» جزئیات در خدمت موقعیتاند؛ «فرمانده» از توضیحهای خارج از مسیر اصلی دور میماند.