مردی در ترکیه با امکان یا تصویری از آیندهای بهتر روبهرو میشود و مجبور میشود انتخابهای گذشتهاش را بازبینی کند. داستان میان امید، عشق و این پرسش حرکت میکند که تغییر سرنوشت تا چه اندازه ممکن است. در ادامه، گذشته اهمیت بیشتری پیدا میکند به همین دلیل آدمها مجبور میشوند درباره نیت دیگران تجدیدنظر کنند. ماجرا در لایهای شخصیتر، تفاوت دیدگاهها را نشان میدهد تا دلیل رفتارها روشنتر شود و آدمها زیر فشار اولویتهایشان را عوض میکنند. محیط داستان، نقش فعالی در ماجرا دارد و نتیجه این وضعیت تصمیمهای بعدی را قابلفهمتر میسازد. در لایه شخصی داستان، دوستی نقش تعیینکننده پیدا میکند که زیر فشار دلیل بعضی تعارضها را روشن میکند. تا جایی که میتوان بدون افشا گفت، شخصیتها هنوز با پیامدها درگیرند؛ در چنین چارچوبی «فردای بهتر» به جای نتیجه فوری روی روند اتفاقات بایستد. محیط داستان، به بخشی از مسئله تبدیل میشود و نتیجه این وضعیت مسیر رسیدن به پاسخ را دشوار میسازد.