سونیا، متخصص خنثیسازی بمب که برای یک سازمان غیردولتی کار میکند، پس از مأموریتی در اوکراین به فرانسه بازمیگردد. در پارکینگی در پاریس، او همراه پسرش و دختر شریک عاطفیاش فِرِد داخل خودرو مینشیند و متوجه میشود مین ضدتانکی زیر ماشین قرار گرفته است. فرد بیرون خودروست و کوچکترین حرکت اشتباه میتواند باعث انفجار شود. سونیا به شرایط پرخطر عادت دارد، اما حضور کودکان فشار روانی را چند برابر میکند و نمیتواند مانند میدان مأموریت فقط بر روش فنی تمرکز کند. همکارانش ایگور و کامیل از راه دور برای شناسایی نوع مین و پیدا کردن عامل حمله کمک میکنند. زمان محدود است و نشانهها نشان میدهند بمبگذار هدفی مشخص داشته، نه اینکه خودرو تصادفی انتخاب شده باشد. سونیا باید در حالی که کودکان را آرام نگه میدارد، سیمها و سازوکار مین را تحلیل کند و همزمان بفهمد چه کسی از مأموریتهای گذشته او کینه دارد. هر اطلاعات تازه ممکن است راه خنثیسازی را تغییر دهد و خانواده باید بدون امکان خروج، تا آخرین لحظه کنار هم بماند.