تونی و تیا، دو کودک یتیم با تواناییهای ذهنی غیرعادی، از پرورشگاه فرار میکنند و در جستوجوی منشأ خود به کوه ویچ میروند. مردی ثروتمند نیز میکوشد قدرت آنها را برای اهدافش در اختیار بگیرد. در «Escape to Witch Mountain»، اهمیت پیوندهای خانوادگی در قالبی که هویت اثر را حفظ میکند مطرح میشود و همین انتخاب به روابط فرصت میدهد در دل بحران شکل بگیرند. در ادامه «Escape to Witch Mountain»، واکنشهای متضاد دلیل انتخابهای بعدی را قابل درک میکنند، و از افشای بیش از اندازه دور میمانند. روایت «Escape to Witch Mountain» از فشار تصمیمهای اصلی و تصمیمهای ناگهانی برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب باعث میشود اطلاعات ضروری بدون شتاب ارائه شوند. به این ترتیب «Escape to Witch Mountain» بدون افشای نتیجه نهایی پیش میرود و فاصله میان تصور اولیه و واقعیت را نشان میدهند، و همچنان فضای اثر را با موضوعش هماهنگ نگه میدارند.