«Fahrenheit 451» آیندهای تمامیتخواه را تصویر میکند که در آن کتاب ممنوع است و مأمورانی با عنوان «آتشنشان» وظیفه دارند آثار مکتوب را پیدا و نابود کنند. گای مونتاگ یکی از همین مأموران است و سالها بدون پرسش کارش را انجام داده، تا اینکه آشنایی با همسایهای کنجکاو به نام کلاریس ذهن او را به مسئلهای ساده اما خطرناک مشغول میکند: در کتابهایی که میسوزاند چه چیزی وجود دارد؟ مونتاگ پنهانی شروع به نگه داشتن و خواندن کتابها میکند و این کنجکاوی رابطهاش با همسرش لیندا و جایگاهش در نظام را به خطر میاندازد. جامعه اطراف او با سرگرمیهای تلویزیونی و انفعال روزمره از تفکر مستقل دور شده و مطالعه نه فقط جرم، بلکه تهدیدی علیه نظم موجود محسوب میشود. هرچه مونتاگ بیشتر میخواند، بازگشت به زندگی قبلی دشوارتر میشود. فیلم تقابل میان سانسور و آزادی ذهن را در قالب داستان مردی نشان میدهد که از مجری قانون به پرسشگر همان قانون تبدیل میشود.