رجیمون، مردی که برای ازدواج یا دیدار خانواده به منطقهای در کرالا میرود، به شکلی عجیب درگیر ماجرایی با یک شیر واقعی میشود. حیوان از مرکز یا محیطی حفاظتشده خارج شده و حضورش میان مردم باعث وحشت و آشفتگی میشود. رجیمون که در ابتدا فقط میخواهد از دردسر دور بماند، ناخواسته به یکی از افرادی تبدیل میشود که باید در پیدا کردن و مهار شیر کمک کند. مقامات، کارشناسان حیاتوحش و مردم محلی هرکدام روش متفاوتی پیشنهاد میکنند و شایعات فضای منطقه را بدتر میکنند. در همین زمان مشکلات خانوادگی و عاطفی رجیمون نیز ادامه دارد و هر تلاش برای حل یکی، او را بیشتر وارد دیگری میکند. ماجرا با طنز موقعیت و آشفتگی اجتماعی پیش میرود، اما خطر حیوان واقعی است و استفاده از خشونت میتواند هم برای مردم و هم برای شیر نتیجه بدی داشته باشد. رجیمون باید از موقعیتی که هیچ آمادگیای برایش ندارد عبور کند و بفهمد قهرمان شدن همیشه نتیجه یک تصمیم بزرگ نیست؛ گاهی فقط از ماندن در جایی شروع میشود که دیگران فرار کردهاند.