فیلم «Midnight Diner» در رستوران کوچکی در کوچهای آرام از شانگهای میگذرد که هر شب از نیمهشب باز میشود. صاحب رستوران مردی حدوداً پنجاهساله است که منوی محدودی دارد، اما اگر مواد لازم را داشته باشد برای هر مشتری غذایی را میپزد که به آن نیاز یا علاقه دارد. مهمانان از طبقات و سنین مختلف وارد میشوند و هر غذا دریچهای به بخشی از زندگی آنها باز میکند: عشقهای قدیمی، مشکلات خانوادگی، رؤیاهای کاری یا تنهایی شبانه. صاحب رستوران بیشتر شنونده است تا قاضی و حضور آرام او باعث میشود آدمهایی که در روز شاید هرگز با هم حرف نزنند، پشت پیشخوان مشترک ارتباط پیدا کنند. فیلم از چند داستان انسانی تشکیل شده که رستوران آنها را به هم متصل میکند و غذا نقش حافظه و زبان عاطفی را دارد. «Midnight Diner» به جای یک بحران بزرگ، بر لحظات کوچک زندگی شهری تمرکز میکند؛ جایی که یک ظرف آشنا میتواند کسی را به گذشته برگرداند یا فرصتی برای آغاز گفتوگویی تازه فراهم کند.