جوآن و تام سالهاست ازدواج کردهاند و زندگی مشترکشان از عادتهای ساده، شوخیهای کوچک و همراهی طولانی ساخته شده است. زمانی که جوآن تودهای در سینهاش پیدا میکند و پزشکان سرطان را تشخیص میدهند، این نظم آشنا تغییر میکند. جلسات پزشکی، جراحی و شیمیدرمانی وارد برنامه روزمره زوج میشوند و هر دو باید با ترسی روبهرو شوند که نمیتوانند با شوخی همیشگی کاملاً پنهانش کنند. تام میخواهد در تمام مراحل کنار همسرش باشد، اما خودش نیز از احتمال از دست دادن او میترسد و همیشه نمیداند چگونه این ترس را بیان کند. جوآن در بیمارستان با افراد دیگری که تجربه مشابه دارند آشنا میشود و نگاهش به بیماری و زندگی تغییر میکند. فیلم به جای تبدیل بحران به حادثهای خارقالعاده، بر جزئیات رابطهای معمولی تمرکز دارد که بیماری آن را آزمایش میکند و نشان میدهد عشق طولانیمدت در لحظات خستگی، عصبانیت و مراقبت روزانه چگونه ادامه پیدا میکند.