مایا برای یک دوره تیمسازی شرکتی به سفر رفتینگ میرود و ناچار میشود با همکار رقابتطلبش، مت، همگروه شود. خطرهای رودخانه و همکاری اجباری، برداشت آنها از یکدیگر را تغییر میدهد. قصه به جای تکیه بر عشق ناگهانی، اعتماد و شناختی را دنبال میکند که در طول زمان ساخته میشود.