«عشق در سافاری» با تغییر ناگهانی زندگی کیرا اسلیتر آغاز میشود؛ زنی ساکن شیکاگو که پس از مرگ یکی از بستگانش میفهمد مالک یک منطقه حفاظتشده حیاتوحش در آفریقای جنوبی شده است. کیرا ابتدا سفر میکند تا دارایی تازه را ببیند و درباره فروش آن تصمیم بگیرد، اما محیط طبیعی، حیوانات و آدمهایی که زندگیشان به این ذخیرهگاه وابسته است، انتخاب را پیچیده میکنند. او با تام، مسئول و راهنمای محلی، آشنا میشود و هرچه بیشتر درباره کار منطقه و مدرسهای که عمویش برای کودکان ساخته بود میفهمد، فاصله میان زندگی قبلیاش و امکان شروعی تازه پررنگتر میشود. داستان از قالب عاشقانه برای قرار دادن کیرا میان امنیت آشنای شهر و مسئولیتی ناآشنا استفاده میکند. حضور حیوانات و مناظر آفریقای جنوبی فقط پسزمینه نیست؛ آنها بخشی از تصمیم اخلاقی او درباره حفظ میراث خانوادگی، جامعه محلی و معنای خانهاند. رابطه کیرا و تام نیز آرامآرام از همکاری عملی فراتر میرود و او را مجبور میکند خواستههای شخصیاش را کنار مسئولیت تازهای که پذیرفته بسنجد.