هانی دنیلز رقصنده جوانی در نیویورک است که در باشگاهها و کلاسهای محلی میرقصد و آرزو دارد رقص و طراحی حرکت را به حرفه اصلی خود تبدیل کند. وقتی یک کارگردان ویدئوهای موسیقی استعداد او را میبیند، هانی ناگهان وارد صنعتی میشود که پیشتر فقط از دور میشناخت. او فرصت حضور در ویدئوها و طراحی حرکات برای خوانندگان مشهور را پیدا میکند و موفقیت سریع باعث میشود میان کار حرفهای و محلهای که در آن بزرگ شده رفتوآمد کند. هانی میخواهد مرکزی برای آموزش رقص به کودکان محله ایجاد کند تا آنها فضای امنی برای استعدادشان داشته باشند. اما رابطه کاریاش با مدیر قدرتمندی که انتظارهای شخصی و حرفهای را با هم مخلوط میکند، او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. هانی باید تصمیم بگیرد برای ادامه مسیر تا چه حد حاضر است ارزشها و استقلالش را معامله کند. فیلم رشد حرفهای او را با تلاش برای ساختن فرصت برای دیگران پیوند میدهد و رقص را هم وسیله بیان فردی و هم راهی برای شکل دادن به جامعه نشان میدهد.