سارا تیلور نوجوانی از طبقه کارگر در شهر مارگیت انگلستان است که مسئولیتهایی بسیار سنگینتر از سنش دارد. او باید از خواهر و برادرهای کوچکترش مراقبت کند و با مادری که از مشکلات روانی رنج میبرد زندگی کند. در مدرسه، رفتار تند و خشمگین سارا باعث میشود دیگران او را دردسرساز ببینند، اما معلم نمایش متوجه میشود پشت این خشونت استعداد قابل توجهی در کمدی و اجرا وجود دارد. سارا روی صحنه میتواند تجربههای تلخ زندگی را به شوخی تبدیل کند و برای لحظاتی کنترل روایت خودش را به دست بگیرد. فرصت شرکت در برنامه نمایشی مدرسه راهی برای آینده باز میکند، اما مشکلات خانه اجازه نمیدهند او فقط روی استعدادش تمرکز کند. «Jellyfish» از کمدی به عنوان راه فرار ساده استفاده نمیکند؛ نشان میدهد خنداندن دیگران گاهی از دل درد و خشم میآید. داستان درباره نوجوانی است که بین مراقبت از خانواده و حق داشتن آیندهای مستقل گرفتار شده و باید بفهمد آیا اجازه دارد چیزی برای خودش بخواهد.