طوفانی بیسابقه و افت شدید دما بخش بزرگی از ایالات متحده را در یخ فرو میبرد و زیرساختهای شهرها یکی پس از دیگری از کار میافتند. گروهی از مردم که در مسیر سفر یا کار گرفتار شدهاند باید پیش از بسته شدن کامل جادهها خود را به منطقهای امن برسانند. برق قطع میشود، خطوط ارتباطی از دسترس خارج میشوند و لایه یخ سنگین ساختمانها، پلها و درختان را تهدید میکند. خانوادهها و نیروهای امدادی با زمان محدودی روبهرو هستند، زیرا موج دوم هوا میتواند دما را باز هم پایینتر ببرد. شخصیتهای اصلی هرکدام دلیل متفاوتی برای ادامه حرکت دارند؛ پیدا کردن فرزند، رساندن فردی مجروح یا رسیدن به پناهگاه. آنها مجبورند در میان خودروهای متوقفشده و محیطی که هر ساعت خطرناکتر میشود به یکدیگر کمک کنند. طوفان فقط آزمون بقا نیست؛ تصمیم درباره اینکه چه کسی را همراه ببرند و چه زمانی از اموال و برنامه اولیه دست بکشند، روابط میان افرادی را که پیشتر غریبه بودند تغییر میدهد.