در شهری کوچک در استرالیا، طوفانی از گردوغبار منطقه را میپوشاند و پس از آن مردم با بیماری و رفتارهای غیرعادی روبهرو میشوند. جوآن، زنی که در مرکز پزشکی کار میکند، متوجه میشود علائم بعضی بیماران شبیه یک عفونت معمولی نیست و تغییرات سریعتری در بدنشان رخ میدهد. همزمان موجود یا عامل ناشناختهای در اطراف شهر دیده میشود که ممکن است با طوفان ارتباط داشته باشد. راههای خروج محدود میشوند و خدمات اضطراری نمیتوانند به سرعت به همه نقاط برسند. جوآن همراه چند نفر دیگر تلاش میکند منشأ آلودگی را پیدا کند و از گسترش آن جلوگیری کند، در حالی که بسیاری از ساکنان هنوز خطر را باور ندارند. گردوغبار دید و ارتباط را مختل کرده و تشخیص فرد سالم از آلوده دشوارتر میشود. آنها باید پیش از رسیدن موج دیگری از طوفان راهی برای خروج یا مهار وضعیت پیدا کنند، بدون آنکه بدانند عامل اصلی از کجا آمده است.