سایمون، نویسنده یا سخنران جوانی است که برای شرکت در مناظره و ارائهای مهم آماده میشود و معتقد است توانایی انتخاب دقیق کلمات مهمترین نقطه قوت اوست. برخورد با زنی ناشنوا یا عضوی از جامعه ناشنوایان باعث میشود درباره زبان، ارتباط و تصور خودش از «شنیدن» تجدیدنظر کند. او وارد محیطی میشود که زبان اشاره نه نسخه ناقص گفتار، بلکه زبان و فرهنگی مستقل است. رابطه میان آنها به تدریج صمیمیتر میشود، اما سوءتفاهمهایی شکل میگیرند که نشان میدهند حتی دو نفر با نیت خوب میتوانند وقتی درباره روش ارتباط طرف مقابل پیشفرض دارند، یکدیگر را نشنوند. فشار مناظره یا سخنرانی نیز شخصیت اصلی را وادار میکند درباره چیزی که واقعاً میخواهد بگوید فکر کند. فیلم درام هنگکنگی از عنوان «The Way We Speak» برای طرح این موضوع استفاده میکند که کلمه فقط صدا نیست و ارتباط واقعی نیازمند توجه به زبان و تجربه فرد مقابل است. سایمون باید یاد بگیرد خوب حرف زدن با خوب ارتباط برقرار کردن یکسان نیست و گاهی نخستین قدم، سکوت کردن و اجازه دادن به دیگری برای بیان خودش با زبان خودش است.