در وسترن ماجراجویانه «Mackenna's Gold»، مارشال سابقی به نام مکنا بهطور اتفاقی به نقشهای دست پیدا میکند که محل درهای افسانهای پر از طلا را نشان میدهد. او به داستان گنج چندان اعتماد ندارد، اما کلرادو، رهبر گروهی از قانونشکنان، معتقد است مکنا میتواند راه را پیدا کند و او را وادار میکند همراهشان شود. خبر وجود طلا بهتدریج افراد بیشتری را جذب میکند: ماجراجویان، شهروندان محترم و کسانی که هرکدام رؤیای ثروت فوری دارند. مسیر به قلمروهای خطرناک و سرزمینهای مورد احترام آپاچیها میرسد و اتحاد میان جویندگان طلا بسیار شکننده است، زیرا هرکس میداند در صورت یافتن گنج، شریک امروز میتواند رقیب فردا باشد. مکنا در میان فشار کلرادو، رابطه با زنی از گذشته و تهدید گروههای تعقیبکننده، تلاش میکند زنده بماند. فیلم از افسانه گنج پنهان برای نمایش طمع استفاده میکند و هرچه شخصیتها به مقصد نزدیکتر میشوند، خطر طبیعت و حرص انسانی بیشتر از خود طلا اهمیت پیدا میکند.