«Prey» درباره گروهی است که سفری تفریحی یا ماجراجویانه به منطقهای دورافتاده را آغاز میکنند، اما خیلی زود متوجه میشوند کسی آنها را هدف گرفته است. محیط باز و دوری از کمک، مسیر فرار را محدود میکند و شخصیتها باید بفهمند مهاجم کیست و چرا شکارشان میکند. فیلم «Prey» انگیزهها را مرحلهای معرفی میکند؛ «طعمه» مسیر شخصیتها را بدون اسپویل اصلی قابلفهم نگه میدارد. کشمکش «Prey» فقط حادثهای بیرونی نیست؛ «طعمه» واکنش شخصیتها را هم بخشی از مسئله میسازد. در «Prey» جزئیات در خدمت موقعیتاند؛ «طعمه» از توضیحهای خارج از مسیر اصلی دور میماند. لحن «Prey» با موضوع هماهنگ نگه داشته میشود؛ «طعمه» تغییر فضا را از دل خود ماجرا میسازد. در «Prey» مخاطب جایگاه شخصیتها را زود میشناسد؛ «طعمه» سپس همان شناخت را در موقعیتهای تازه آزمایش میکند. مسیر «Prey» بر علت و پیامد تکیه دارد؛ «طعمه» اتفاقها را بدون پرش بیدلیل به هم متصل میکند.