هنگامی که نیلش، یک دانشجوی آرمانگرای حقوق از یک بخش به حاشیه رانده شده از جامعه، وارد یک موسسه معتبر می شود، به دنیایی سوق داده می شود که منعکس کننده دنیای او نیست. دوستی او با ویدی امیدی را به وجود می آورد - تا اینکه موجی از تراژدی سلسله مراتب ریشه ای را که او سعی داشت از آن پیشی بگیرد، آشکار کند. او باید با نیروهای نامرئی که به ما اجازه تبدیل شدن به چه کسانی را میدهند و به ما اجازه دوست داشتن آنها را شکل میدهند، مقابله کند.