عرفان احمد، مهندس شیمی مسلمان در چنای، زندگی معمولی و آرامی دارد تا اینکه مجموعهای از اتفاقها باعث میشود نام او در تحقیقات ضدتروریسم مطرح شود. رسانهها پیش از کامل شدن پرونده، تصویر او را به عنوان فردی خطرناک منتشر میکنند و زندگی شخصی و حرفهایاش در چند روز فرو میریزد. مأموران اطلاعاتی به دنبال شبکهای هستند که احتمال حملهای بزرگ را مطرح کرده و بخشی از شواهد به عرفان میرسد. او ادعا میکند بیگناه است، اما تناقضهایی در گذشته و ارتباطاتش باعث میشود حتی اطرافیانش نیز مطمئن نباشند همه چیز را درباره او میدانند. تحقیقات میان فشار رسانهای، مسائل امنیتی و پیشداوریهای اجتماعی پیش میرود. عرفان باید در شرایطی که افکار عمومی پیشاپیش دربارهاش حکم داده، راهی برای اثبات واقعیت پیدا کند؛ در حالی که مأموران نیز باید تشخیص دهند او قربانی یک پروندهسازی است یا بخشهایی از هویت و فعالیتهایش عمداً پنهان مانده است.