در مکزیک اوایل قرن بیستم، کلانتر سیاهپوست آمریکایی و زنی انقلابی به دنبال محمولهای از صد قبضه تفنگ هستند. رقابت با نیروهای دولتی و راهزنان، ماجرایی وسترن درباره شورش، طمع و اتحادهای شکننده میسازد. در «100 Rifles»، فشار تصمیمهای اصلی با تمرکز بر لحظههای تعیینکننده مطرح میشود و همین انتخاب فضا را برای شناخت تدریجی شخصیتها باز میگذارد. در ادامه «100 Rifles»، تغییرات کوچک به شناخت بهتر انگیزهها کمک میکنند، بیآنکه توضیحهای غیرضروری جای داستان را بگیرند. روایت «100 Rifles» از کشمکش میان وظیفه و خواسته و اطلاعات ناقص برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب به روابط فرصت میدهد در دل بحران شکل بگیرند. به این ترتیب «100 Rifles» در فضایی متناسب با موضوع پیش میرود و به موضوع وزن عاطفی بیشتری میدهند، در حالی که جزئیات مهم به موقع عرضه میشوند. در «100 Rifles»، فشار تصمیمهای اصلی با تمرکز بر لحظههای تعیینکننده مطرح میشود و همین انتخاب فضا را برای شناخت تدریجی شخصیتها باز میگذارد.