فیلیپ، عروسکگردان منزوی و آسیبدیده، پس از شکست کاری به خانه کودکی خود در نورفک بازمیگردد؛ جایی که حضور عمویش موریس و خاطرات قدیمی احساس امنیتی برای او باقی نمیگذارد. «Possum» نام عروسک بسیار ترسناکی است که فیلیپ در کیفی با خود حمل میکند و بارها تلاش میکند از شر آن خلاص شود، اما عروسک به شکلی آزاردهنده دوباره به زندگیاش بازمیگردد. همزمان ناپدید شدن یک نوجوان در منطقه، اضطراب و سوءظن را بیشتر میکند. فیلم بهجای ترسهای ناگهانی فراوان، از سکوت، فضای متروک و تصویر عروسک برای ساختن حس مداوم ناراحتی استفاده میکند. گذشته فیلیپ و رابطه او با موریس بهتدریج اهمیت بیشتری پیدا میکند و روشن میشود وحشتی که او تجربه میکند فقط به یک شیء عجیب مربوط نیست. «Possum» یک ترس روانشناختی تاریک درباره حافظه، شرم و مواجهه با آسیبهای دفنشده است که عمداً اطلاعات را کمکم در اختیار مخاطب میگذارد. عروسک پوسوم نیز به نمادی دائمی از ترسهای سرکوبشده و گذشته حلنشده فیلیپ تبدیل میشود.