«Lioness» درام-تریلری استونیایی درباره هلنا، امدادگری ۴۸ ساله، است که در کارش با بحرانهای دیگران بهخوبی کنار میآید اما نمیبیند رابطه خودش با دختر نوجوانش استِفی تا چه اندازه فروپاشیده است. استفی پانزدهساله به گروهی خشن از نوجوانان نزدیک میشود، مدرسه و خانه را کنار میگذارد و رفتارهای پرخطرش خانواده را وارد چرخهای از ترس و درگیری میکند. هلنا شبها در شهر دنبال دخترش میگردد و در همین مسیر با پدری آشنا میشود که تجربه مشابهی با همان گروه دارد. پس از یک بحران جدی، هلنا حتی به نقشهای افراطی فکر میکند تا استفی را از محیط خطرناک جدا کند، اما ناپدید شدن دوباره دخترش مرز میان واقعیت، امید و خیال را برای او متزلزل میکند. فیلم از زاویه مادری پیش میرود که احساس گناه و وحشت، تصمیمهایش را هدایت میکنند. «Lioness» درباره این نیست که والد تا کجا میتواند فرزندش را کنترل کند؛ درباره لحظهای است که میل به نجات کسی میتواند به وسواس تبدیل شود. رابطه مادر و دختر، فقدان اعتماد و تلاش برای بازسازی پیوندی از دسترفته قلب داستان را شکل میدهند.