استلا، دانشمند و مادری تنها، پس از سالها دوری به زادگاهش در تایلند برمیگردد تا از مادر بیمار خود مراقبت کند. پدرش سی سال قبل در شرایطی مرموز ناپدید شده و خانواده هیچ پاسخ روشنی درباره سرنوشت او ندارد. یک شب استلا از طریق رادیویی قدیمی صدای پدر را میشنود؛ او ادعا میکند هنوز زنده است اما در فضایی با ساختار زمانی متفاوت گرفتار شده است. تنها راه نجات، فعال کردن دستگاهی به نام «تاکلی جنسیس» است که به پروژهای محرمانه از دوران جنگ سرد و حضور سیا در تایلند مربوط میشود. استلا همراه دخترش و چند متحد سرنخها را دنبال میکند و فعال شدن دستگاه آنها را میان زمانها و جهانهای مختلف جابهجا میکند. دایناسورها، قبایل باستانی و موجودات جهشیافته تنها بخشی از خطرهای مسیرند. استلا باید پیش از بسته شدن شکافها پدر را پیدا کند و همزمان بفهمد چرا پروژه قدیمی رها شد و چه کسی هنوز میخواهد از دستگاه برای دستکاری مرز میان جهانها استفاده کند.