پنج سال پس از نجات نیویورک، گروه شکارچیان روح دیگر روزهای خوبی ندارد. خسارتهای عملیات قبلی به شکایت و ممنوعیت فعالیت انجامیده و اعضا هرکدام به کاری جدا مشغول شدهاند. تماس دانا بَرِت آنها را دوباره کنار هم میآورد؛ کالسکه پسر نوزادش، اسکار، بدون دلیل در خیابان حرکت کرده و نشانههایی از فعالیت فراطبیعی دیده میشود. تحقیقات به رودخانهای از لجن صورتی زیر شهر میرسد که به احساسات منفی مردم واکنش نشان میدهد و انرژی آن با تابلوی «ویگو کارپاتی» در موزه ارتباط دارد. ویگو، جادوگر و فرمانروایی قدیمی، به دنبال راهی برای بازگشت به جهان زندههاست و اسکار را بخشی از نقشه خود میبیند. «Ghostbusters II» اعضای قدیمی را مجبور میکند اعتبار از دسترفتهشان را کنار بگذارند و دوباره وارد کاری شوند که شهر دیگر به آنها اعتماد ندارد. در کنار ابزارهای آشنا و طنز گروه، تهدید این بار به حالوهوای خود نیویورک وابسته است و شکارچیان باید با منبعی مقابله کنند که از خشم، بدبینی و خصومت مردم تغذیه میکند.