ایان سوان، جایزهبگیر باتجربه، هنگام مأموریتی در مائویی هدف افراد مسلح قرار میگیرد و پس از سقوط در آب مرده فرض میشود. پسرش رایان حاضر نیست مرگ پدر را فقط نتیجه یک مأموریت ناموفق بداند و همراه رابی کول، شریک قدیمی ایان، و ساوانا، کارآگاه محلی، شروع به بررسی میکند. رد تیراندازی به آرلن باکلی، سرمایهدار و تبهکار قدرتمندی در هاوایی، میرسد که نفوذش از پلیس و تجارت تا یک جامعه خصوصی به نام «پارادایس سیتی» گسترش دارد. رایان میخواهد بداند پدرش پیش از ناپدید شدن چه چیزی درباره باکلی کشف کرده بود و چرا چند نفر حاضرند برای پنهان ماندن آن آدم بکشند. گروه با تهدید و حمله روبهرو میشود و مسیر قانونی تحقیقات هر روز محدودتر میگردد. ورود به جامعه محافظتشده سرنخ تازهای درباره سرنوشت ایان ایجاد میکند. رایان باید میان میل به انتقام و نیاز به پیدا کردن حقیقت تفاوت بگذارد، زیرا حمله مستقیم به باکلی بدون مدرک میتواند آخرین فرصت برای فهمیدن آنچه برای پدرش رخ داده از بین ببرد.