جان شفت جونیور، متخصص امنیت سایبری افبیآی، پس از مرگ مشکوک بهترین دوستش کریم از پلیس کمک میخواهد، اما روند رسمی تحقیقات به نتیجهای نمیرسد. جیجی برخلاف پدرش اهل اسلحه و درگیری خیابانی نیست و بیشتر به فناوری و تحلیل داده تکیه دارد. او برای فهمیدن گذشته کریم ناچار میشود سراغ پدرش جان شفت دوم برود؛ کارآگاه خصوصی سرسختی که سالها از خانواده فاصله داشته و روشهایش با قوانین اداری چندان سازگار نیست. پدر و پسر رد پرونده را از باشگاهها و باندهای هارلم تا شبکهای مرتبط با مواد مخدر و پولشویی دنبال میکنند. اختلاف نسلی آنها تقریباً در هر مرحله آشکار میشود، اما تواناییهای متفاوتشان برای پیش رفتن لازم است. زمانی که پای جان شفت ارشد، پدربزرگ خانواده، نیز به ماجرا باز میشود، سه نسل از شفتها ناچار میشوند کنار هم کار کنند. جیجی باید بدون تبدیل شدن به نسخهای از پدرش، شجاعت لازم برای مواجهه با کسانی را پیدا کند که مرگ دوستش را یک خسارت جانبی میدانند.