«Six Days in August» به شش روز بحرانی پس از کشته شدن جوزف اسمیت در سال ۱۸۴۴ میپردازد؛ زمانی که جامعه پیروان او در ناوو با بحران رهبری و آینده نامعلوم روبهرو شد. شخصیتهای اصلی در فضایی آشفته باید درباره ادامه مسیر، اتحاد جامعه و انتقال رهبری تصمیم بگیرند. در «Six Days in August» اطلاعات بهتدریج روشن میشوند؛ «شش روز در ماه اوت» نتیجه را پیش از زمان لازم فاش نمیکند. روایت «Six Days in August» از موقعیت آغازین مستقیم جلو میرود؛ «شش روز در ماه اوت» حاشیهها را به بحران مرکزی پیوند میدهد. در «Six Days in August» انتخابها پیامد مشخص دارند؛ «شش روز در ماه اوت» از همین پیامدها برای ساختن تنش استفاده میکند. فیلم «Six Days in August» انگیزهها را مرحلهای معرفی میکند؛ «شش روز در ماه اوت» مسیر شخصیتها را بدون اسپویل اصلی قابلفهم نگه میدارد. کشمکش «Six Days in August» فقط حادثهای بیرونی نیست؛ «شش روز در ماه اوت» واکنش شخصیتها را هم بخشی از مسئله میسازد.