شب کریسمس، چند گروه از مردم در نیویورک به دلیل قطع برق و خرابی آسانسورها در ساختمانها و موقعیتهای مختلف گرفتار میشوند. این بحران کوچک آنها را وادار میکند اختلافها را کنار بگذارند و دوباره به رابطههای انسانی نگاه کنند. در «Christmas Eve»، محدودیتهای محیط و موقعیت در ارتباط با محیط و زمان روایت مطرح میشود و همین انتخاب به جزئیات کوچک امکان میدهد معنای بیشتری پیدا کنند. در ادامه «Christmas Eve»، تهدیدهای بیرونی مسیر آدمها را بدون جهش ناگهانی تغییر میدهند، و همچنان فضای اثر را با موضوعش هماهنگ نگه میدارند. روایت «Christmas Eve» از تفاوت دیدگاه شخصیتهای اصلی و جزئیات تازه برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب فضا را برای شناخت تدریجی شخصیتها باز میگذارد. به این ترتیب «Christmas Eve» با توجه به خطرهای بیرونی پیش میرود و زمینه برخورد نهایی را بدون افشای آن میسازند، و تمرکز بر مسئله محوری از دست نمیرود.