ویلیام برای اداره شرکت خانوادگی برنامهای سختگیرانه دارد و تصمیم میگیرد ربوده شدن ساختگی برادر کوچکترش رابرت را طراحی کند تا به او درس مسئولیتپذیری بدهد. چند نفر برای اجرای نقشه استخدام میشوند و قرار است همه چیز تحت کنترل باشد، اما آدمربایی به شکلی غیرمنتظره واقعی میشود و افرادی با انگیزههای دیگری وارد ماجرا میشوند. ویلیام نمیتواند بلافاصله به پلیس توضیح دهد، زیرا اعتراف به طرح اولیه خودش را نیز در معرض اتهام قرار میدهد. رابرت در اسارت نمیداند کدام بخش از اتفاقها از قبل برنامهریزی شده و کدام تهدید واقعی است. برادر بزرگتر باید رد گروه را پیدا کند و پیش از آنکه نقشه آموزشیاش به فاجعه تبدیل شود رابرت را نجات دهد. هرچه بیشتر تحقیق میکند، متوجه میشود کسی از جزئیات طرح خصوصی او خبر داشته و از همان اطلاعات برای اجرای آدمربایی واقعی استفاده کرده است.