علی، مردی نابینا، پس از شنیدن صدای زنی که از دست مأموران فرار میکند، او را در ساختمان خود پنهان میکند. آشنایی با زن و کودک خردسالش، گذشته تاریک علی را زنده میکند و او را میان ترس از قانون و میل به کمککردن قرار میدهد. آنچه داستان را پیش میبرد، بیش از حادثههای بیرونی، تغییر آرام شخصیتها در برابر حقیقت است.