بالتازار بلیک جادوگری است که در نیویورک با نیروهای تاریک مبارزه میکند و دیو، دانشجویی معمولی، را بهعنوان شاگرد انتخاب میکند. دیو باید خیلی سریع جادو را یاد بگیرد، با تردیدهای خودش کنار بیاید و در نبردی قدیمی نقش بگیرد. همزمان با تغییر شرایط، اعتماد میان افراد تغییر میکند و هر طرف ناچار شود از یکدیگر کمک بگیرند. زمان و مکان روایت، ریتم حرکت شخصیتها را تعیین میکند و نتیجه این وضعیت تصمیمهای بعدی را قابلفهمتر میسازد. ماجرا در لایهای شخصیتر، تردیدها را پررنگ نگه میدارد تا بدون توضیح مستقیم روشن شود که مسئولیت همیشه با قدرت همراه است. بخش قابلتوجهی از قصه، مسئله اعتماد است که زیر فشار جهت رابطهها را تغییر میدهد. پیش از آنکه پاسخ کامل داده شود، مسیر رسیدن به پاسخ حفظ میشود؛ و «شاگرد جادوگر» هویت خود را از همان موقعیت مرکزی میگیرد. در کنار مسئله بیرونی، پذیرش تفاوتها اهمیت پیدا میکند و همین لایه به موتور بخشی از روایت تبدیل میشود.