جیبی هر شب برای دخترش سوفیا داستانهایی فانتزی تعریف میکند و خودش در این قصهها نقش شاهزاده و قهرمانی را دارد که همیشه او را نجات میدهد. سالها میگذرد و با بزرگتر شدن سوفیا، دنیای تخیل نیز تغییر میکند. در «The Lost Prince»، ورود پسری واقعی به زندگی نوجوانانه سوفیا باعث میشود در داستانهای شبانه قهرمان تازهای جای جیبی را بگیرد. پدر که به رابطه بسیار نزدیک گذشته عادت کرده، احساس میکند هم در تخیل و هم در زندگی واقعی از مرکز دنیای دخترش کنار گذاشته میشود. فیلم میان واقعیت روزمره و جهان رنگارنگ قصهها حرکت میکند و رشد کودک را از زاویه والدینی نشان میدهد که رها کردن نقش محافظ اصلی برایش سخت است. جیبی باید بفهمد نزدیک ماندن به دخترش به معنای ثابت نگه داشتن او در کودکی نیست. بخش فانتزی با تغییر احساسات سوفیا دگرگون میشود و همین موضوع به شکل تصویری نشان میدهد چگونه داستانهایی که والدین برای بچهها میسازند، همراه خود بچهها رشد میکنند و گاهی باید قهرمان قدیمی جایش را تغییر دهد.