حسن و داوود دو دوست قدیمی هستند که با هم زندگی می کنند. حسن مدام در حال نوشتن فیلمنامههایی است که در فضایی تاریک و تلخ است، بنابراین تهیهکنندگان آن را نمیخواهند. حسن عاشق مهشید است که دختر یک خانواده ثروتمند است. حسن به دلیل وضعیت مالی اش توسط عموی مهشید که از او نگهداری می کند تحقیر می شود. حسن که از این وضعیت ناراحت است تصمیم می گیرد فیلمنامه مورد علاقه تهیه کنندگان را بنویسد و آن را می نویسد و به سراغ تهیه کننده ای می رود که همیشه فیلمنامه هایش را رد کرده است. او شروع به خواندن فیلمنامه جدیدش برای او می کند. وقتی او خواندن فیلمنامه را تمام می کند، تهیه کننده آن را با اشتیاق می خرد تا حسن هم ثروتمند شود.