سیدونی پرسوال، نویسنده شناختهشده فرانسوی، پس از مرگ همسرش آنتوان هنوز نتوانسته با سوگ کنار بیاید. برای انتشار دوباره نخستین کتابش به ژاپن دعوت میشود و ناشرش کنزو او را در سفری میان کیوتو و دیگر شهرها همراهی میکند. تفاوت فرهنگ و ریتم آرام سفر به سیدونی فرصتی میدهد از زندگی روزمرهای که با خاطره همسرش پر شده فاصله بگیرد. ارتباط او با کنزو کمکم صمیمیتر میشود، اما آنتوان به شکل روحی واقعی در برابر سیدونی ظاهر میشود و او را در طول سفر دنبال میکند. حضور همسر مرده بیش از آنکه ترسناک باشد، نشاندهنده گذشتهای است که سیدونی هنوز حاضر نیست رهایش کند. او در میان معابد، هتلها و گفتوگوهای کوتاه با کنزو باید بفهمد ادامه دادن زندگی به معنای فراموش کردن آنتوان نیست. رابطه تازه تنها زمانی امکان پیدا میکند که سیدونی اجازه دهد گذشته جای خود را در حافظه داشته باشد، نه در تمام لحظههای اکنون.