سیدارت روی جوانی بسیار منطقی و تحلیلگر است که تقریباً همه تصمیمهای زندگی را با عقل، استدلال و کنترل احساسات میسنجد. او باور دارد عشق و وابستگی نیز باید قابل توضیح باشند و اجازه نمیدهد هیجان مسیرش را تعیین کند. آشنایی با دختری که نگاه کاملاً متفاوتی به رابطه و زندگی دارد، این ساختار ذهنی را به هم میزند. سیدارت برای نخستین بار با احساسی روبهرو میشود که نمیتواند مانند مسئلهای ریاضی حلش کند و تلاش برای کنترل آن فقط رنج و سردرگمی بیشتری ایجاد میکند. اختلافهای شخصیتی، جدایی و بازگشتهای عاطفی او را مجبور میکنند درباره مرز میان عقل و احساس فکر کند. فیلم تلگویی «Siddharth Roy» یک عاشقانه شخصیتمحور است و قهرمانش را از فردی که احساس را ضعف میبیند به کسی میرساند که باید بپذیرد شناختن یک عاطفه با کنترل کامل آن تفاوت دارد. رابطه نیز زمانی سالمتر میشود که سیدارت دیگری را موضوع تحلیل خودش نبیند و بفهمد منطق میتواند به تصمیم کمک کند، اما نمیتواند تضمین کند انسان هرگز آسیب نبیند یا عشق دقیقاً مطابق برنامه پیش برود.