فضانوردی در سال ۲۰۲۹ به سیارهای ناشناخته سقوط میکند و با جامعهای روبهرو میشود که میمونهای هوشمند بر انسانها حکومت میکنند. او بهدنبال راه بازگشت است و در همین مسیر درباره تاریخ این جهان و جایگاه انسانها اطلاعات تازهای پیدا میکند. ماجرا در لایهای شخصیتر، روی واکنشهای کوچک مکث میکند تا بدون توضیح مستقیم روشن شود که آدمها زیر فشار اولویتهایشان را عوض میکنند. فضای بسته یا ناآشنا، نقش فعالی در ماجرا دارد و این عامل بحران را از یک حادثه ساده فراتر میبرد. در لایه شخصی داستان، گذشته شخصیتها دوباره مطرح میشود و این بخش به بحران معنای شخصیتری میدهد. هرچه زمان میگذرد، پیامد تصمیمها آشکارتر میشود و هر طرف ناچار شود با پیامد رفتار قبلی روبهرو شوند. بدون توضیح دادن پایانبندی، کشمکش میان خواستهها ادامه دارد؛ و «سیاره میمون ها» روی تجربه شخصیتها تکیه داشته باشد. فراتر از اتفاق اصلی، میل به استقلال مطرح میشود و این انتخاب روایی به شناخت بهتر شخصیت مرکزی کمک میکند.