گروهی از سگهای محله وقتی متوجه میشوند خانههایشان هدف دزدها قرار گرفته، با کمک پسری نوجوان نقشهای برای دفاع از منطقه میکشند. همکاری میان بچهها و حیوانات، ماجرایی خانوادگی با تعقیبوگریز و خرابکاریهای بامزه میسازد. روایت با حفظ تمرکز، گذشته را وارد زمان حال میکند تا دلیل رفتارها روشنتر شود و گذشته هنوز روی اکنون اثر دارد. همزمان با تغییر شرایط، گذشته اهمیت بیشتری پیدا میکند تا تصمیمگیری تنها راه پیش رفتن باشد مسئولیت انتخاب خود را بپذیرند. زمینهای که قصه ساخته، به انتخابها وزن بیشتری میدهد که در طول روایت تصمیمهای بعدی را قابلفهمتر میسازد. در کنار خطر یا مأموریت، مسئولیت فردی پررنگ میشود و این انتخاب روایی با نتیجه اتفاقات بیرونی پیوند میخورد. بدون آشکار کردن سرنوشت نهایی، انتخابها از حادثهها مهمتر میشوند؛ به همین دلیل «سگ های آشغال» مسئله اصلی را تا زمان مناسب زنده نگه دارد. در ادامه، راههای ساده کمتر میشوند به همین دلیل آدمها مجبور میشوند از یکدیگر کمک بگیرند.