خلبان جنگنده متفقین پس از سقوط پشت خطوط دشمن در جنگ جهانی دوم، نقشهای درباره یک سلاح مخفی نازیها کشف میکند. او با کمک اعضای مقاومت تلاش میکند اطلاعات را منتقل کند و همزمان از تعقیب نیروهای آلمانی بگریزد. در «Wolf Hound»، نقش تصادف در تغییر مسیر از زاویه تجربه افراد درگیر مطرح میشود و همین انتخاب رابطه علت و معلولی اتفاقها را قابل فهم میکند. در ادامه «Wolf Hound»، یادآوریهای گذشته رابطهها را در برابر آزمون قرار میدهند، بیآنکه اطلاعات فرعی بر خط اصلی غلبه کند. روایت «Wolf Hound» از ریشههای شخصی تعارض و پیوندهای خانوادگی برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب زمینه لازم برای فهم تصمیمهای بعدی را فراهم میکند. به این ترتیب «Wolf Hound» بدون تبدیل روایت به توضیح مستقیم پیش میرود و چگونگی شکل گرفتن بحران را ملموس میکنند، بیآنکه اطلاعات فرعی بر خط اصلی غلبه کند. در «Wolf Hound»، نقش تصادف در تغییر مسیر از زاویه تجربه افراد درگیر مطرح میشود و همین انتخاب رابطه علت و معلولی اتفاقها را قابل فهم میکند.