جولای و سپتامبر دو خواهر نوجواناند که رابطهای بسیار نزدیک و بسته دارند و بیشتر وقتشان را فقط با یکدیگر میگذرانند. سپتامبر شخصیتی مسلطتر دارد و جولای معمولاً از تصمیمهای او پیروی میکند. پس از حادثهای در مدرسه، مادرشان شِیلا آنها را به خانه قدیمی خانوادگی در ایرلند میبرد تا از محیط قبلی دور شوند. انزوای تازه پیوند خواهران را شدیدتر میکند و بازیها و قواعد خصوصیشان به تدریج حالتی نگرانکننده پیدا میکنند. جولای شروع به تجربه استقلال و ارتباط با دنیای بیرون میکند، اما سپتامبر این فاصله را تهدیدی برای رابطهای میبیند که هویت هر دو را شکل داده است. مادر نمیداند تا چه اندازه باید دخالت کند و خودش نیز با مشکلات عاطفی و گذشته خانوادگی درگیر است. فیلم روانشناختی درباره مرز میان صمیمیت و کنترل است و نشان میدهد دوستی یا عشق خواهرانه وقتی اجازه رشد جداگانه را ندهد میتواند خفهکننده شود. جولای باید بفهمد آیا میتواند بدون طرد کردن سپتامبر فردی مستقل باشد و سپتامبر نیز با این ترس روبهرو شود که حفظ رابطه از طریق کنترل، دقیقاً همان چیزی است که دیگری را دور میکند.