جولی، دانشجوی جوان فیلمسازی در لندن اوایل دهه ۱۹۸۰، در «The Souvenir» وارد رابطهای با آنتونی میشود؛ مردی بااعتمادبهنفس و مرموز که بسیاری از جنبههای زندگیاش را از او پنهان میکند. جولی که هنوز در حال پیدا کردن صدای هنری و استقلال شخصی خود است، بهتدریج متوجه میشود این رابطه پیچیدهتر و آسیبزاتر از چیزی است که ابتدا تصور میکرد. میان کلاسهای سینما، دوستان و خانواده، او بارها تلاش میکند رفتار آنتونی را توضیح دهد یا نادیده بگیرد. فیلم با لحنی شخصی و آرام، وابستگی عاطفی، انکار و تأثیر تجربههای دردناک بر شکلگیری هویت یک هنرمند جوان را دنبال میکند. رابطه آنها با صحنههای بزرگ و پرهیاهو تعریف نمیشود، بلکه از گفتوگوهای ناقص، درخواستهای کوچک و نشانههایی ساخته میشود که جولی دیرتر معنای واقعیشان را میفهمد. همین نگاه جزئینگر، تجربه عاشقانه را همزمان صمیمی و نگرانکننده میکند. جزئیات زندگی دانشجویی و فرآیند فیلمسازی جولی نیز در داستان حضور دارند و نشان میدهند تجربه این رابطه چگونه نگاه او به خودش و هنر را تغییر میدهد.