در «3 Days to Kill»، ایتن رنر مأمور باسابقه سیا پس از سالها مأموریت خطرناک متوجه میشود به بیماری جدی مبتلاست و زمان زیادی برایش باقی نمانده. او تصمیم میگیرد از کار فاصله بگیرد و رابطه از دسترفتهاش با دختر نوجوانش زویی را ترمیم کند. اما مأموری به نام ویوی پیشنهادی وسوسهانگیز دارد: اگر ایتن یک مأموریت نهایی را انجام دهد، به دارویی آزمایشی دسترسی پیدا میکند که شاید عمرش را طولانیتر کند. مشکل این است که عملیات همزمان با روزهایی پیش میرود که او باید نقش پدر را یاد بگیرد. تعقیب یک تروریست و مراقبت از زویی مدام با یکدیگر تداخل پیدا میکنند و حتی تماسهای کاری در بدترین لحظات خانوادگی میرسند. فیلم اکشن جاسوسی را با کمدی و درام پدر و دختر ترکیب میکند. ایتن در میدان حرفهای بسیار باتجربه است، اما در مسائل ساده نوجوانی تقریباً بیدفاع به نظر میرسد. مأموریت آخر در نهایت فقط درباره زنده ماندن خودش نیست؛ درباره این است که آیا میتواند در زمان باقیمانده واقعاً در زندگی خانوادهاش حضور داشته باشد.