کریس تاول، بازماندهای در آیندهای ویرانشده، در جهانی زندگی میکند که بیماری و فروپاشی محیطی بیشتر تمدن را نابود کرده است. او با پیدا کردن فناوریای مرتبط با سفر یا انتقال در زمان فرصتی میبیند که پیش از وقوع فاجعه به گذشته برگردد و جلوی رویداد اصلی را بگیرد. بازگشت به زمانی که زندگی هنوز عادی است، او را با نسخه جوانتر خودش و افرادی روبهرو میکند که بعدها در شکلگیری بحران نقش داشتهاند. مشکل اینجاست که تغییر گذشته آنقدر ساده نیست؛ هر دخالت میتواند زنجیرهای تازه از پیامدها بسازد و کریس همیشه نمیداند چیزی که میخواهد متوقف کند علت اصلی فاجعه است یا فقط یکی از نشانههای آن. ارتباط با پژوهش زیستی و شرکتی که روی فناوری خطرناکی کار میکند، تصمیم او را پیچیدهتر میسازد. «Diverge» علمیتخیلی کمهزینه و فلسفی است که سفر در زمان را بیشتر به عنوان مسئلهای اخلاقی به کار میگیرد. قهرمان باید میان نجات زندگی شخصی گذشته و جلوگیری از فاجعهای عمومی انتخاب کند و بفهمد داشتن فرصت دوم تضمین نمیکند انسان این بار تصمیم درستتری خواهد گرفت.