ماهی شش ساله، کودکی با روحیه مبتلا به فیبروز کیستیک، پیوندی عمیق و در عین حال پیچیده با پدرش، ویرج، یک والدین مجرد و عکاس موفق مد دارد. کنجکاوی او در مورد مادر غایبش زمانی که با سگ وفادارش، پلوتو فرار می کند، به یک سفر اکتشافی منجر می شود. یک برخورد تصادفی با زنی مهربان به نام یشنا جرقه افشاگری های غیرمنتظره ای می دهد و زندگی آنها را به گونه ای در هم می آمیزد که هرگز پیش بینی نمی کردند. داستان ماهی که در پس زمینه ای از عشق، فداکاری و رستگاری می گذرد، کاوشی صمیمانه از خانواده، انعطاف پذیری و قدرت پایدار ارتباط است.