جکس که از مرگ خواهرش هانتر غرق شده است، با لوس، دوست نترس هانتر ارتباط برقرار می کند. برای بهبودی، آنها پیاده روی پلانک بدنام کوه کوان در تایلند را انجام می دهند. پس از یک رانش ناگهانی سنگ که آنها را روی یک تخته شکننده در ارتفاع 3000 فوتی در هوا گیر میکند، جکس باید با عمیقترین ترسهای خود مقابله کند و برای بقا برای یافتن بسته شدن مبارزه کند.