«سرگرمی» فیلمی ترسناک با ساختاری چندبخشی است که سرنوشت سه زن جوان، تابیتا، شلبی و لیزا، را به تهدیدی مشترک پیوند میزند. هرکدام در موقعیتی جداگانه وارد تجربهای هولناک میشوند؛ جادهای خلوت، خانهای ناآشنا یا فضایی که در ابتدا عادی به نظر میرسد، خیلی زود به تلهای برای تعقیب و آزار تبدیل میشود. با پیشروی روایت روشن میشود این حوادث تصادفی نیستند و فردی از گذشته آنها، که در کودکی هدف تمسخر قرار گرفته بود، اکنون با وسواسی بیمارگونه برای انتقام بازگشته است. تصاویر دلقک، خنده و نمایش به جای ایجاد شادی، به نشانههای تهدید تبدیل میشوند. فیلم ابتدا قصهها را جدا نگه میدارد و سپس ارتباط میانشان را آشکار میکند. هسته اصلی وحشت از این ایده میآید که یک خاطره کودکانه فراموششده برای قربانیان، در ذهن فرد دیگری سالها زنده مانده و به نقشهای حسابشده برای مجازات تبدیل شده است. گرد آمدن سه مسیر در بخش پایانی، الگوی انتقام را کامل میکند و توضیح میدهد چرا مهاجم از ابتدا قربانیان مشخصی را انتخاب کرده است.