یک زن جوان پس از تجربه خشونت یا بحران خانوادگی در خیابانها زندگی میکند و با سگ ولگردی آشنا میشود که به تدریج تنها همراه قابل اعتمادش میگردد. در سوی دیگر، زندگی چند شخصیت دیگر نیز با حیوانات بیصاحب، پناهگاه و دشواری بقا در شهر ارتباط پیدا میکند. سگها و انسانها هر دو در حاشیه جامعهاند و اغلب توسط دیگران دیده نمیشوند، اما رابطه میانشان حس امنیت و هدفی تازه ایجاد میکند. شخصیت اصلی تلاش میکند هم برای خودش محل امنی پیدا کند و هم مانع شود سگ به مرکز کنترل حیوانات یا محیطی خطرناک فرستاده شود. گذشته او اجازه نمیدهد بهسادگی به آدمها اعتماد کند و همین باعث میشود ارتباط با حیوان آسانتر از رابطه انسانی باشد. با این حال، برای ساختن زندگی پایدار باید از کمک افراد دیگری مانند کارکنان پناهگاه یا دوستان تازه استفاده کند. فیلم درام از داستان یک حیوان ولگرد برای بررسی تنهایی، تروما و تعلق استفاده میکند و نشان میدهد نجات همیشه یکطرفه نیست؛ انسانی که به حیوان پناه میدهد ممکن است خودش از طریق همان مسئولیت دوباره به زندگی و جامعه متصل شود.