ابی که از نجات خواهرش ناامید شده، دست به کار خطرناکی در بیابان دورافتاده گرجستان می زند. او که پس از سقوط هلیکوپترش در کوهها گیر افتاده، امیدی را از طریق جان، کمکی مرموز که از آن نزدیکی رادیو پخش میکند، پیدا میکند. همانطور که او او را در شرایط سخت راهنمایی می کند، ابی برای زنده ماندن تلاش می کند و چنگال او بر واقعیت از بین می رود تا اینکه با یک انتخاب غیرممکن روبرو می شود.