در شهری که پس از درگیری و فروپاشی اجتماعی بخشهایی از آن به ویرانه تبدیل شده، گروهی از بازماندگان تلاش میکنند میان ساختمانهای سوخته و خیابانهای ناامن زندگی کنند. منابع غذایی و پزشکی محدود است و مناطق مختلف تحت کنترل گروههایی قرار گرفته که قوانین خودشان را اجرا میکنند. شخصیت اصلی پس از جدا شدن از خانوادهاش وارد جستوجویی میشود تا بفهمد آیا کسی از نزدیکانش هنوز زنده است. مسیر او از محلههایی عبور میکند که گذشته شهر را فقط از بقایای خانهها و وسایل رهاشده میتوان شناخت. همکاری با چند بازمانده دیگر شانس ادامه راه را بیشتر میکند، اما اعتماد در محیطی که همه برای منابع محدود رقابت میکنند آسان نیست. هر سرنخ درباره خانواده ممکن است او را به منطقهای خطرناکتر بکشاند. داستان بر تلاش برای حفظ انسانیت و رابطه در مکانی تمرکز دارد که نظم اجتماعی از بین رفته و زنده ماندن اغلب افراد را وادار به تصمیمهایی میکند که پیش از بحران تصورشان را نمیکردند.