زوجی آمریکایی در تعطیلات اسکی آلپ با لحظهای بحرانی روبهرو میشوند که واکنش غریزی پدر را زیر سؤال میبرد. پس از آن، چیزی که حادثهای کوتاه بود به شکافی عاطفی تبدیل میشود و خانواده مجبور میشود درباره اعتماد و مسئولیت حرف بزند. در «Downhill»، پیامد انتخابهای شتابزده در چارچوب همان موقعیت مرکزی مطرح میشود و همین انتخاب تعلیق را از دل خود موقعیت نگه میدارد. در ادامه «Downhill»، نشانههای پراکنده تفاوت میان شخصیتها را برجسته میکنند، و رابطه میان موقعیت و شخصیت را حفظ میکنند. روایت «Downhill» از تضاد میان ظاهر و واقعیت و تغییرات کوچک برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب رابطه علت و معلولی اتفاقها را قابل فهم میکند. به این ترتیب «Downhill» با حرکت از مسئله ساده به پیچیدگی بیشتر پیش میرود و اثر حادثه بر زندگی عادی را نشان میدهند، در حالی که تمرکز روی هسته ماجرا باقی میماند.