روزنامهنگاری که پس از انتشار گزارشی مشکلدار اعتبار حرفهایاش آسیب دیده، برای بازگشت به کار جدی سراغ پادکست تحقیقاتی میرود. پیامی ناشناس او را با داستانی درباره «آجرهای سیاه» روبهرو میکند؛ اشیایی عجیب که افراد مختلف در نقاط گوناگون جهان ادعا میکنند بدون توضیح وارد زندگیشان شدهاند. خبرنگار ابتدا ماجرا را فرصتی برای ساخت یک پرونده جذاب میبیند، اما با افزایش تماسها شباهتهای عجیبی میان تجربه افراد پیدا میکند: رؤیاها، بیماری، صداها و احساس ارتباط مستقیم با شیء. او با مجموعهداران، شاهدان و پژوهشگران تماس میگیرد و احتمال منشأ غیرزمینی یا توطئهای پنهان را بررسی میکند. تحقیقات زمانی شخصی میشود که مدارکی از کودکی خودش پیدا میکند و میفهمد خانوادهاش سالها قبل نیز با یکی از این اشیا مرتبط بودهاند. روزنامهنگاری که تلاش میکرد با یک پرونده تازه اشتباه گذشته را جبران کند، باید تشخیص دهد آیا واقعاً حقیقتی جهانی کشف کرده یا دوباره در حال ساختن روایتی است که بیش از مدارک به میل خودش برای بازگشت وابسته است.